مسابقات بین باشگاهی تکواندو94.12.21

سلاااام
سلام به قهرمان من
الهی فدات شم با این لباس مبارزه
روزهای آخراسفندبود استاد توی باشگاه گفت که مسابقات بین باشگاهی
داریم کمربند زردو سبز و آبی ؛چون معمولا از کمربند قرمز باید بره مسابقه
اولش مخالفت کردی چون از مبارزه و لباسش بیزاری؛اما وقتی بابا اصرار
کرد و گفت که برو هیچ اشکالی نداره ببازی و این فقط یه تجربه میشه
قبول کردی.خلاصه تمرین کردین و یه روز قبلش رفتی وزن کشی که بیست
کیلو و پونصد داشتی.روز مسابقه هم که جمعه بود مراسم هفت عمه ی
باباهم بود ما از صبح رفتیم اونجا تا ساعت حدود چهار عصر بابا اومد دنبالمون
بازی اولت عالی بود و کلی سر زدی و انقد خوشحال بودی.عمو امیرومحمدطاها
هم بودن و تشویقت میکردن.بازی دوم هم خیلی عالی بود و دفاع میکردی
امابه یه اختلاف مدال برنز گرفتی و کلی گریه کردی و ناراحت بودی اما نمیدونی
که همین مدالت کلی برای ما ارزش داره و مابه وجودت افتخارمیکنیم
به امید موفقیت های بالاتر برای گل پسر مامان
ادامه ی عکس ها
برو پایین




با دوستانت بعد بازی اول کلی خوشحال بودی



اینجا اصلا خوشحال نیستی

استاد امیر فضیلتی

استادان فضیلتی


عزیزدل مادر امیدوارم به امید خدا همیشه باعث افتخارم باشی
عشقمی



مسابقات بین باشگاهی تکواندو94.12.21
